سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
!!...ساحره


!!...ساحره

   1   2      >


درد داره !


وقتی ..... چیزی رو کسر میکنی که با وجودت جمع زدی!


نوشته شده در سه شنبه 20/10/90ساعت 12:57 عصر توسط ساغر نظرات ( )

خدایم را دوست دارم و باوفا تر از او کسی را سراغ ندارم ..


شاید به رسم همین وفاداریست که ...


دوستانم را به او می سپارم!


 


 


نوشته شده در یکشنبه 13/9/90ساعت 4:24 عصر توسط ساغر نظرات ( )

الهی!


به‎ ‎مردان درخانه ات  ...   به آن زن ذلیلان فرزانه ات 


به آنانکه در بچه داری تکند ... یلان عوض کردن پوشکند 


به آنانکه باذوق وشوق تمام ... به مادر زن خود بگویند ( مامان ) 


به آنانکه  دامن رفو میکنند ... زبعد رفویش اتو میکنند


به آن قرمه سبزی پزان قدر ... به آن مادران به ظاهر پدر 


الهی !


به آه دل زن ذلیل . . . به آن اشک چشمان ممد سبیل!


که ما را براین عهد کن استوار  ...  از این زن ذلیلی مکن برکنار ...


  گل تقدیم شما  گل تقدیم شما


نوشته شده در شنبه 5/6/90ساعت 4:13 عصر توسط ساغر نظرات ( )

 


نردبان دلم شکسته است میشود برایم کمی دعا کنی ؟!


یا اگر خدا اجازه میدهد کمی به جای من خدا خدا کنی ؟!


راستش دلم مثل یک نماز بین راه خسته و شکسته است


میشود برای بی قراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا کنی ؟!


 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


چون نامه جرم ما به هم پیچیدند .. بردند به دیوان عمل سنجیدند 


 بیش از همگان گناه ما بود


ولی ...


مارا به محبت علی (ع) بخشیدند !


 


نوشته شده در دوشنبه 31/5/90ساعت 11:9 عصر توسط ساغر نظرات ( )

از رفتگر محله عیدی بگیرید.


گربه تون رو مدام از پشت بوم به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.


سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.


جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید…


با هندونه یه قل دو قل بازی کنین !


به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !


به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.


نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرین !


روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، ابومسلم را تشویق کنید !


هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی .


پیراهن را روی کت بپوشید.


ماست را با چنگال بخورید.


با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !


زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.


سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.


برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.


دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.


سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.


جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.


شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.


ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.


داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”


دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.


جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.


نوشته شده در چهارشنبه 26/5/90ساعت 10:16 عصر توسط ساغر نظرات ( )

 امروز برایت اینگونه دعا کردم :


خدایا !


بجز خودت به دیگری واگذارش نکن !


تویی پروردگار او ، پس ....


قرار ده بی نیازی در نفسش !


یقین در دلش !


اخلاص در کردارش !


روشنی در دیده اش !


بصیرت در قلبش !


و ....


روزی پر برکت در زندگیش !


آمین ....


*حلول ماه مبارک رمضان مبارک * 


 


نوشته شده در دوشنبه 10/5/90ساعت 7:31 عصر توسط ساغر نظرات ( )

روز اول که دیدمش بدجوری بهم خیره شده بود.

بعداً فهمیدم که چشماش چپه و داشته پیکان 57 رینگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه میکرده!

یه آه از ته دل کشید.

بعداً فهمیدم که آه نبوده و آسم داره.

بهش یواشکی یه لبخند زدم، ولی اون قیافه جدی مردونش رو عوض نکرد. این خودداریش واسم خیلی جذاب بود.

بعداْ فهمیدم که خودداری نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پیکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!

آروم و با عشوه اومدم جلوش، دیدم تند تند داره بهم چشمک میزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.

بعداً فهمیدم که تیک داره و پلک زدنش دست خودش نیست.

اومد یه چیزی بگه ولی از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.

بعداً فهمیدم این بشر خدادادی هول هست و لکنت زبون داره.

سرش رو از شرمش انداخت پایین و گفت س س س سلام.

بعداً فهمیدم از شدت شرمش نبوده و میخواسته من دندونهای زردش رو نبینم.

بعد از یک سری اسم و فامیل بازی، ازم پرسید آخرین کتابی که خوندی اسمش چیه!؟ گفتم: اَ...اَ...یادم نیست. گفت: چه جالب، نویسندش کیه!؟ از این تیکه بامزش خندم گرفت.

بعداً فهمیدم که تیکه نبوده و بیچاره چیزی به اسم IQ  اصلاْ نداره.

بوی عطرش بدجوری مستم کرده بود.

بعداً فهمیدم بوی عطر نبوده، بلکه ...

بهم گفت بیا یه کم قدم بزنیم. این حرفش خیلی به نظرم رمانتیک بود.

بعداً فهمیدم دستشویی داشته و میخواسته به سمت توالت عمومی حرکت کنیم.

ازش پرسیدم دانشگاه میری؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از این شوخ طبعیش خیلی خوشم اومده بود.

بعداً فهمیدم که اصلاً هم شوخ طبع نیست و منظورش مدرسه افراد استثنایی توی دانشگاه شهید بهشتی بوده!

بهش گفتم داره دیرم میشه. گفت اگه میشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبایلش. ولی هیچوقت زنگ نزد!

بعداً فهمیدم کادوی تولد 30 سالگیش یه موبایل اسباب بازی بوده که همه جا با خودش میبردتش!

نکات مهم و نتیجه گیری اخلاقی:

1ـ چقدر چیز میشه بعداْ فهمید!!

2ـ آدم منگل هم دل داره!!

سوال هوش هفته: این دختره چه جوری این همه چیز رو بعداً فهمید!


نوشته شده در پنج شنبه 30/4/90ساعت 6:51 عصر توسط ساغر نظرات ( )

گفتم که خدا مرا مرادی بفرست ... طوفان زده ام راه نجاتی بفرست


فرمود که با زمزمه ی


                             " یا مهدی ""


نذر گل نرگس صلواتی بفرست!


                                         میلاد نور مبااااااارک ....


تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید


همه گویند به امید ظهورش صلوات ...   کاش این جمعه بگویند به تبریک ظهورش صلوات


 


نوشته شده در یکشنبه 26/4/90ساعت 2:50 عصر توسط ساغر نظرات ( )

 گفتم : خدایا از همه دلگیرم !


                         گفت : حتی از من ؟!


گفتم : خدایا دلم را ربودند !


                         گفت : پیش از من ؟!


گفتم : خدایا چقدر دوری !


                         گفت : تو یا من ؟!


گفتم : خدایا تنها ترینم !


                         گفت : بیشتر از من ؟!


گفتم : خدایا کمک خواستم !


                         گفت : غیر از من ؟!


گفتم : خدایا دوستت دارم !


                         گفت : بیش از من ؟!


گفتم : خدایا اینقدر نگو من !


                         گفت : من توام و تو من !


 


 


یادت باشه خدا همیشه داره نگات می کنه ، پس بزار وقتی نگات می کنه پیش فرشته هاش به تو بباله نه این که فرشته ها باز ازش بپرسند که چرا برات سجده کردند؟! 


نوشته شده در سه شنبه 14/4/90ساعت 7:45 عصر توسط ساغر نظرات ( )

      چه انتظار عجیبی


      تو بین منتظران هم ، عزیز من چه غریبی


      عجیب تر که چه آسان ... نبودنت شده عادت


      چه بی خیال نشستیم


      نه کوششی نه وفایی


      فقط نشسته و گفتیم...


      خدا کند که بیایی


 


نوشته شده در جمعه 3/4/90ساعت 3:29 عصر توسط ساغر نظرات ( )

   1   2      >



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت